سمانه سنجری

داستان پرپیچ‌وخم سایت سمانه سنجری!

امروز بالاخره تصمیم مهمی گرفتم و عملیش کردم. مدتی بود که سایت قبلی خیلی خیلی اذیتم میکرد. یادم هست که برای بالاآمدن اون سایت هم تلاش زیادی کرده بودم. دوست دارم برای یادآوری خودم هم که شده و به ‍پاس خداحافظی از اون سایت به خودم یادآوری کنم که چه کارهایی کردم!!

  1. اولا در دوره آکادمی مدرسان بود که متوجه شدم بهتر هست سایتی برای خودم داشته باشم و در مورد موضوعی خاص بنویسم. برای این پیشنهاد از اون مجموعه سپاسگزارم. سایتی با یک آدرس دیگه توسط همکاران آن مجموعه بالا آمد و برای بالا آمدنش پرداختی کمی هم داشتم. اما اون سایت رو اصلا دوست نداشتم و برای همین هم داخلش اصلا نتونستم ادامه فعالیت بدم.
  2. بعد از اینکه متوجه شدم من قالب رو دوست ندارم، با مجموعه‌ آسان‌گستر (کانال تلگرامی @saeidtp_ir)، تونستم سایت خودم رو با یک قالب رایگان از همیار وردپرس بالا بیارم. سایتم بالا آمد و من خیلی هم دوستش داشتم. خیلی خیلی قالب ساده‌ای بود و من می‌نوشتم و می‌نوشتم و می‌نوشتم. تقریبا فکر می‌کنم که هر روز می‌نوشتم. البته با توصیه شاهین کلانتری عزیز بود که سایتم رو به اسم خودم بالا آوردم و از همین جا ازش باز هم تشکر میکنم.
  3. مجموعه مطالعه شریف تماس گرفتن و از روی لطفشون، اعلام کردن که بهتره سایت از شکل موجود که کمی وبلاگی هست دربیاد و یک قالب بهتری داشته باشه. بعدش هم دوست عزیزی از اون مجموعه به من زنگ زد و قالبی رو پیشنهاد کرد. اون دوست به من گفت که قالبهای خریدنی هم وجود دارن، اما یک قالبی در دسترسه و رایگان هست و برای همین هم احتمالا مشکلی در استفادش پیش نخواهد آمد. اینطوری بود که قالب سایت من (که قالب خیلی ساده ای بود و من هم خیلی دوستش داشتم) عوض شد. این قالب جدید هم قالب خوب و زیبایی از کار درآمد و مدتی داخلش نوشتم اما…
  4. یک روز برای اضافه کردن مطلب، اول خواستم یک نگاهی به کلیت سایتم کنم که دیدم به جای سایت من، یک عکس از خانمی میاد که هم شکلش عجیبه و هم بودنش!! بله! من هک شده بودم.
  5. اول شوکه شدم و دلم نخواست که باور کنم. یکی دو روز بعد، تو یکی از گروههایی که مطالب سایتم رو به اشتراک میگذاشتم، یکی از دوستان هم اعلام کرد که سایت شما باز نمیشه و اینجا بود که فهمیدم باید این حقیقت رو باورش کنم!! به همون دوستی که قالب جدید رو گذاشته بود زنگ زدم و متوجه شدم که مشکل جدی تر از این حرفاست و اون دوست هم گفت که چون مشکل خیلی جدی شده (چون داشت مقالاتی در زمینه فروش گاو، اون هم به زبان انگلیسی مکرر در سایت من بالا میومد!)، چندان کمکی نمیتونه بکنه.
  6. اینجا بود که از یکی از دوستان دیگه که در کارش واقعا عالی بود کمک گرفتم. یادم هست که زحمت زیادی به ایشون دادم و با کلی تلاش و کلی اقدام و … سایتم بالاخره بالا اومد. اما این سایت دیگه اون سایت اولم نشد. اولا همش این احساس رو داشتم که در معرض تهدیده! همینطور هم بود! در طی مسیر بازپروری چندین بار دوباره هک شد و این دوست عزیز و متخصص و صبورم بود و با صبوری درستش میکرد.
  7. بعد از اینکه بالاخره با تلاشهای ایشون سایت بالا آمد، همچنان دلنگران بودم! برای همین هم دستم چندان به نوشتن نمیرفت.
  8. در همین حین بود که کتاب اولم چاپ شد و تصمیم گرفتم که برای اینکه بتونم فروش کتابم رو از سایتم داشته باشم، سایت رو به قالب فروشگاهی ببرم. که البته این کار هم با نگرانی از هک شدن بود. اما به هر حال سایت به اون قالب فرو رفت و با زحمت همین دوست عزیز، مطالب قبلی روی سایت جدید بارگذاری شد! اما باز هم انگار این سایت جای من نبود.
  9. یک روز که باز هم دلم برای نوشتن تنگ شده بود، وقتی به سایت سر زدم تصمیم گرفتم دیگه عاقلانه و دوراندیشانه فکر کردن رو کنار بزنم و از خودم یک سوال بپرسم:

این سایت چجوری بشه، دوست داری داخلش باز بنویسی؟

هدف تو از داشتن سایت چی هست؟

همین که این سوالات رو از خودم پرسیدم و جواباش رو به جای اینکه از قسمت عاقل درونم بشنوم، خواستم که از کودک درونم بشنوم، اونم به صدا در آمد و گفت: این جا و شکل و قالبی که برای نوشتن من درست کردی رو اصلا دوست ندارم. اینجا جای نوشتن من نیست. شکل و قالبش رو عوض کن!!

همین یک اقدام (عوض کردن رویه سایت) کافی بود که دوباره روح نوشتن در من کمی تکون بخوره! امروز خواستم از تجربم در مورد سایت داشتن بنویسم که اگر کسی خوند، مسیر من رو دوباره تکرار نکنه:

  1. بدونین برای چی و برای چه ارزش و هدفی سایتتون رو بالا میارین! (خیلی ابتداییه‌ها! میدونم! اما چون مهمه تاکید می‌کنم!)
  2. جایی که دوست ندارین، ننویسین. مخصوصا اگر برای پول نمی‌نویسین. برای نوشتن و اثرگذاری روی دیگران اول باید خودتون جای درستی بنویسین.
  3. حتما برای خرید قالب، پول پرداخت کنین (اگر مثل من چندان از این مباحث سر در نمیارین و آماتور هستین)
  4. کنارتون یک متخصص خوب و وارد و صبور داشته باشین تا وقتی دیگه نه راه پس داشتین و نه راه پیش، به رفتن شما در مسیر کمک کنه.
  5. مهمتر از همه همون مورد یک هست! با خودتون و هدفی که براش سایتتون رو برپا می‌کنین صادق باشین.

1 دیدگاه

پاسخی بنویسید