Top

امروز با خوشحالی دوباره به این خانه سر زدم و چقدر من خوشبختم که عزیزانی دارم که به سایت من سر می‌زنند. این باعث افتخار من است. راستش چند وقتی است که برای گرفتن یک تصمیم برای تغییر مردد هستم. با خودم می‌گویم که دیگر به این وضعیت ثابت عادت کرده‌ام و همین را ادامه می‌دهم. اما امروز همین وضعیت ثابت به ظاهر دلخواه من، دستش را بلند کرد و سیلی محکمی به گوشم زد! همین که...

امروز صبح سوار تاکسی شدم که به محل کار بروم. آقای مسنی راننده بودند که سنشان هم برای رانندگی به نظر کمی زیاد می‌آمد. من در صندلی جلو نشستم و سفرمان آغاز شد. در مسیر که می‌رفتیم عموم راه خلوت بود و ایشان هم خیلی معمولی رانندگی می‌کردند. به سمت میدان توحید که نزدیک شدیم چگالی ماشین‌ها در خیابان به یکباره زیاد شد و من به چشم خودم دیدم که این آقای نسبتا آرام تبدیل به رالی‌کاری...

در ادامه تمرینات طرح تابستانه مدرسه نویسندگی (لینکش را از اینجا میتوانید ببینید) قرار شد که درباره جمله ای فکر کنیم و بنویسیم: شرط اصلی عاقل بودن، اندکی دیوانه بودن است (جنت لانگ) برای انجام این تمرینها، من عموما روی کاغذ مینویسم. قلمم را برداشتم و شروع به نوشتن با این جملاتی کردم و نوشتم و نوشتم تا اینکه آنقدر موضوع برایم جالب شد که تصمیم گرفتم آن را در سایتم هم بگذارم. همین که نوشتن در سایتم را...

فکر میکنم که در پستی که درباره منشا عزت نفس پایین گذاشته بودم، عواملی که در کودکی بر عزت نفس ما اثر گذاشته و آنها را کاهش داده (با احیانا افزایش داده اند) را دیدید. چند روزی است که تصادفی در طول نوشتنم به خاطراتم میرسم. مینویسم و مینویسم و مینویسم. خودم را محدود به زمان خاصی هم نمیکنم. هرچه یادم می آمد را مینویسم. از کودکی به بزرگسالی، از نوجوانی به جوانی، در ذهنم خاطراتم روی...

امشب بعد از مدتها دوباره تصمیم گرفتیم که با همسرم از فیلمهای ایرانی که سی دی شان را مدتهاست خریده ایم و فرصت دیدنشان را نکرده ایم فیلمی ببینیم. عموما خود فرآیند انتخاب فیلم برای ما زمانبر است اما امروز همین که کمد سی دی ها را باز کردم اولین سی دی که آمد همین فیلم بود و ما هم برای دیدن انتخابش کردیم. نام فیلم "کفشهایم کو؟" بود که به کارگردانی کیومرث پوراحمد و بازی رضا...

بنا به توصیه لیست کتابخوانی که در برنامه داشتم، خدا را شاکرم که یکی از کتابهای این لیست به پایان رسید! دیروز پسرم را واکسن زدیم و من شبی طولانی و تقریبا بی خواب را سپری کردم، صبح که بیدار شدم ارسلانم بیحوصله بود و دوباره خوابید. منهم به دلیل خواب بد شب و مراقبت از پسرم در خانه مانده ام، هرچه کردم خوابم نبرد، همین بود که تصمیم گرفتم درباره این کتاب بنویسم. نوشتنی که...

اگر یادتان باشد در داستانی که هفته پیش  از ملاقاتم با شاهین کلانتری عزیز برای شما تعریف کردم (میتوانید اینجا ببینید)، گفتم در آن روز در حال گوش دادن به فایل صوتی آقای شعبانعلی در رابطه با تفکر سیستمی بودم که در کتابفروشی جیحون کتاب خودفریبی را از مربی نویسندگی خوبم هدیه گرفتم. معرفی کتاب خودفریبی نام کتاب: خودفریبی نویسندگان: موسسه آربینجر ترجمه: زاهد شیخ الاسلامی انتشارات: اورنگ 254 صفحه و  25000 تومان خواندن این کتاب را شب پنج شنبه تمام کردم و...