Top

امروز صبح سوار تاکسی شدم که به محل کار بروم. آقای مسنی راننده بودند که سنشان هم برای رانندگی به نظر کمی زیاد می‌آمد. من در صندلی جلو نشستم و سفرمان آغاز شد. در مسیر که می‌رفتیم عموم راه خلوت بود و ایشان هم خیلی معمولی رانندگی می‌کردند. به سمت میدان توحید که نزدیک شدیم چگالی ماشین‌ها در خیابان به یکباره زیاد شد و من به چشم خودم دیدم که این آقای نسبتا آرام تبدیل به رالی‌کاری...