Top

در ادامه تمرینات طرح تابستانه مدرسه نویسندگی (لینکش را از اینجا میتوانید ببینید) قرار شد که درباره جمله ای فکر کنیم و بنویسیم: شرط اصلی عاقل بودن، اندکی دیوانه بودن است (جنت لانگ) برای انجام این تمرینها، من عموما روی کاغذ مینویسم. قلمم را برداشتم و شروع به نوشتن با این جملاتی کردم و نوشتم و نوشتم تا اینکه آنقدر موضوع برایم جالب شد که تصمیم گرفتم آن را در سایتم هم بگذارم. همین که نوشتن در سایتم را...

امروز صبح که دست به کیبورد بردم، برای من غریبی میکرد. "م" را "ن" و "ر" را "ز" می‌زد و من می‌شنیدم که مکرر از من شکوه و شکایه میکند که دیروز را کجا بودی؟!  این احساس برایم خیلی عجیب است که به چیزی بیرون از خودم اینهمه وابسته شوم. دیروز جمعه بود. جمعه ها برای من (و فکر میکنم عموم ما زنان شاغل) روزی است که کارِ خانه در آن برقرار است. غذا پختن اجباری...

چند وقتی هست که رمان یا به‌عبارتی کتاب جستارهایی در باب عشق را آغاز کرده‌ام و کلا موضوع عشق برای من موضوع جذابی شده است. موضوعی که در سنینی پایین دغدغه‌اش شروع می‌شود (یا بهتر بگویم برای من شروع شد) و تا مدتها هم ادامه داشت. نویسنده این کتاب که (من توسط یکی از دوستان فهمیدم که کتاب را در 23 سالگی نوشته است) به نظر من بسیار خوب احساسات همان سن را درباره عشق به...

فکر میکنم که در پستی که درباره منشا عزت نفس پایین گذاشته بودم، عواملی که در کودکی بر عزت نفس ما اثر گذاشته و آنها را کاهش داده (با احیانا افزایش داده اند) را دیدید. چند روزی است که تصادفی در طول نوشتنم به خاطراتم میرسم. مینویسم و مینویسم و مینویسم. خودم را محدود به زمان خاصی هم نمیکنم. هرچه یادم می آمد را مینویسم. از کودکی به بزرگسالی، از نوجوانی به جوانی، در ذهنم خاطراتم روی...

روزی که با پروژه شاهین عزیز برای نوشتن طولانی (پروژه نوشتن یک عالمه کلمه در مدت کوتاه) آشنا شدم، مکرر با خودم فکر میکردم که من چگونه هر روز اینهمه کلمه بنویسم. اصلا مگر میشود اینهمه نوشت. آخر من چه بنویسم؟ روزهای اول را نوشتم. حدود روز پنجم بود که دیگر کلماتم را میشمردم و همین هم مقارن شد با کمبود زمانی من و رهاشدن این پروژه. فکر میکنم که حدود 4-3 روزی نتوانستم بنویسم. نمیفهمیدم که...

هر بار که در اثر کمبود عزت نفس برای من اتفاقاتی در زندگیم می افتد به این فکر میکنم که چه دلایلی بوده است که باعث کاهش عزت نفس من شده است. راستش میدانم که دانستنش شاید چندان برای حال حاضر من کمک کننده نباشد (مخصوصا برای بهتر کردن وضع عزت نفس من) اما همین که متوجه میشوم که برخی از شرایط پایین را داشته ام و در نتیجه آنچه برایم اتفاق افتاده، امکانش وجود داشته...

دوست دارم در این پست برای خودم اول از همه، از فیلمی بنویسم که هر بار که از کاری خسته میشوم یا رفتن به مسیری که فکر میکنم باید بروم برایم سخت میشود، آن را در گوگل پیدا میکنم و دوباره میبینم و دوباره به رفتن در مسیری که میخواهم مصر میشوم! نام این فیلم که لینک آن را در اینجا هم قرار میدهم که اگر دوست داشتید شما هم نگاه کنید این است: زندگی چیزی بیش از...

در ادامه پستی که راجع به تنبلی گذاشتم (برای دیدن عادت اول اینجا را کلیک کنید)، چون عادت دوم هم خیلی به عادت اول نزدیک است و به آن کمک هم میکند من تصمیم گرفتنم که امروز این عادت را هم بگذارم. من خودم در اولویت بندی کارهایم کمی مشکل دارم و فکر میکنم این روش میتواند تا حدی به من کمک کند که کارهایم را مدیریت کنم. نقش اهداف  د. س. د. م. ز.  در زندگی هدفمند...

در ادامه پستی که درباره تنبلی و اهمالکاری گذاشتم (که خودم هم در بعضی از زمینه ها در همین موضوع درگیر هستم) سعی میکنم که عادات ضد تنبلی که در کتاب معرفی شده خوانده ام را خلاصه و عملی در اینجا بگذارم که اول از همه خود من بر تنبلیها و اهمالکاریهایم در برخی زمینه ها که برایم مهم است غلبه کنم (برای دیدن پست مربوطه اینجا را کلیک کنید). اولین عادت ضد تنبلی: از قانون 80/20 برای تصمیم گیری...

من فکر میکنم که عموما جنسیتم مانع از کاری در من نشده است. از درس خواندن گرفته که همیشه تقریبا شاگرد اول و شاگرد زرنگ بوده ام و هرگز به این فکر نکرده ام که من دخترم و چنین و چنان، تا کار کردنم و ازدواج کردن و ...