Top

چند وقتی هست که رمان یا به‌عبارتی کتاب جستارهایی در باب عشق را آغاز کرده‌ام و کلا موضوع عشق برای من موضوع جذابی شده است. موضوعی که در سنینی پایین دغدغه‌اش شروع می‌شود (یا بهتر بگویم برای من شروع شد) و تا مدتها هم ادامه داشت. نویسنده این کتاب که (من توسط یکی از دوستان فهمیدم که کتاب را در 23 سالگی نوشته است) به نظر من بسیار خوب احساسات همان سن را درباره عشق به...

دیروز خبر به کما رفتن عزیزی را شنیدم که خیلی هم از نزدیک نزدیک او را نمیشناختم اما کارهای خوب گرافیکی اش، چشمان مهربان و همیشه مشتاقش، لحن و عملکرد مسئولانه اش را کاملا به یاد دارم. انگار همین دیروز بود که در لباس صورتی رنگ آخرین جلسه آکادمی مشغول بالا و پایین رفتن و رتق و فتق امور بود! راستش همین که خبر را شنیدم برای اولین کسی که ناراحت شدم و اشکهایم جاری شد، نه...

میدانم که یکی از ارکان عزت نفس این است که من باید بتوانم احساساتم را به رسمیت بشناسم و حداقل برای خودم روشن و واضح بگویم که چه ام است!! امروز من دلتنگم! امروز دارم به این فکر میکنم که وقتی یکی نیست و اینهمه از نبودنش ناراحت و کم انرژی میشوی یعنی چه؟ من دقیقا میدانم که یعنی چه!! مثل این میماند که به او معتاد شده ای! در این حالت شاید اتفاقا دوری بهترین اتفاق باشد...

داستان رسیدن من به این کتاب از یک دوره عزت نفس گذشت. یادم است چند وقت پیش بود که دیدم کلاسی در رابطه با عزت نفس توسط آقای دکتر شیری در حال برگزاری است. البته آدرس این کلاس را مامان هم از قبل برای من ارسال کرده بود. نگاهی کردم اما به دلیل اینکه هم یک روزه بود و آن یک روزش هم جمعه بود و هماهنگی پسرکوچولوم برای من روزهای جمعه سختتره، نرفتم. اسم این کلاس...