Top

نمی‌دانم همه آدم‌ها به اندازه من و این‌همه از تغییر شاد می‌شوند یا این خصوصیت مال خود خودم است. برای من همیشه تغییر و تحول یک اتفاق خوشایند و دل‌انگیز بوده است. چه تغییری که در کوچکترین وسایل خانه‌ام داشته‌ام، چه تغییری که گاهی در شغلم پیش آمده است و چه تغییری که در کوچک‌ترین جنبه های زندگی‌ام داشته‌ام. مدل موهایم که تغییر می‌کنند من شادتر می‌شوم. کفشم که رنگش عوض می‌شود من شادتر می‌شوم. رنگ...

در راستای پست‌هایی که در رابطه با ضدتنبلی نوشته بودم (میتوانید در دسته‌بندی خودانضباطیِ منوی اصلی سایتم مقالات مرتبط را ببینید) امروز از صبح درگیر انجام دادن عادت پنجم و دوم بودم که میتوانید شرح آن را در اینجا ببینید. امروز صبح از عادت پنجم شروع کردم. عادت پنجم عبارت بود از نوشتن پروژه‌هایی که می‌خواهم آنها را انجام دهم و نوشتن جزئیات همه فعالیت‌هایی که برای محقق شدن هدف پروژه‌ها باید که به انجام برسانم. در...

دیشب بعد از مدتها برای دیدن فوتبال نشستم. من در این دوره تنها بازی مراکش و ایران را دیدم و بازی دیشب را. در بازی اول احساسی که داشتم این بود که بازی یکنواخت بود و چندان رقص توپی در بازی نمیدیدم (البته این شایان ذکر است که من اصلا کارشناس فوتبال نیستم و حتی سررشته ای هم در این امر ندارم و این تنها نظر شخصی من است!). اما بازی دیشب را با علاقه دیدم و...

امروز من در یک جلسه کاری شرکت داشتم که نکاتی در این جلسه به نظرم آمد و دوست دارم آنها را برای اول خودم و بعد شما به اشتراک بگذارم. امروز در جلسه ای که شرکت کردم بار حضور خانمها نسبت به عموم جلساتی که من شرکت میکنم بالاتر بود. این موضوعی است که عموما در جلسات سطح بالا (مخصوصا در وزارتخانه ها) کم اتفاق می افتد (یا من کمتر دیدم) اما امروز به چشم خودم دیدم که از...

هر روز صبح زنگ در خانه ما میخورد و زنی می آید. زنی که در آستانه میانسالی است و حدود 56 سال دارد اما همیشه چهره اش میخندد و با روی خوش از پله هایی بالا می آید که گاهی من را هم خسته میکنند! او از پله ها نفس نفس زنان بالا می آید آنهم صبح خیلی زود! از دی ماه پارسال بود که من از مرخصی زایمان به کار برگشتم و این زن هر روز و...

امروز داشتم کانال تلگرامی شاهین را مرور میکردم که در پستی با عنوان آیا میتوانید به این سوالها پاسخ دهید، لیستی دیدم. برای اینکه این لیست را همیشه داشته باشم و بعلاوه با خودم هم برای انجامشان قراری بگذارم، با اجازه او اینجا به زبان خودم بازنشرش میدهم و کمی هم برای انجامشان برنامه ام را کنارشان مینویسم (همچنین از این متن رونویسی کنم تا شیرفهمم شود!!!): 1-بهتر است که من هر روز بنویسم. (تقریبا این کاری...

امروز خیلی تصادفی در ماشینی که برای جابجایی در سطح شهر سوار بودم؛ آقای راننده آلبومی برای گوش دادن در طی مسیر گذاشته بود که در دوره های آکادمی (روزهای پنج شنبه و جمعه خرداد تا اسفند 96، دو یا سه هفته یکبار) با همه اعضای آکادمی در طی زمان آموختنمان میشنیدیم و شاد میشدیم و دوباره می آموختیم. من دوست دارم اعترافی کنم. من خودم تا بحال در کلاسهایی به این شادی و فرحبخشی شرکت نکرده بودم...

امروز به توصیه و معرفی استاد نویسندگی همیشه پویایم (آقای شاهین کلانتری عزیز) من با سایت و اپلیکیشنی آشنا شدم که فکر میکنم مثل ببشتر توصیه های او روزهای مرا تغییر خواهند داد. داستان اعتماد من به پادکست گوش کردن من گاهی در گذشته هم پیش می آمد که پادکست گوش کنم اما آنقدر پادکستهای تکراری چندوقتی به گوشم خورد که تصمیم گرفته بودم پادکست گوش ندهم و همان کتاب خواندن را در برنامه ام بیشتر کنم. وقتی شاهین...

در تعطیلات عید بودم که تصمیم گرفتم یک برنامه ریزی برای مرور و بهبود وضعیت زبان انگلیسیم داشته باشم. یادم است که برای تعطیلات به تبریز هم رفته بودیم و من کلی کتاب انگلیسی و فایل با خودم برده بودم که این مهارتم را (که برایش خیلی هم در قدیم زمان و انرژی گذاشته بودم) بهتر کنم. سابقه زبان انگلیسی من من برای یادگیری زبان انگلیسی، در دوران دبیرستان که به موسسه کانون زبان در خیابان حجاب میرفتم....

میدانم که یکی از ارکان عزت نفس این است که من باید بتوانم احساساتم را به رسمیت بشناسم و حداقل برای خودم روشن و واضح بگویم که چه ام است!! امروز من دلتنگم! امروز دارم به این فکر میکنم که وقتی یکی نیست و اینهمه از نبودنش ناراحت و کم انرژی میشوی یعنی چه؟ من دقیقا میدانم که یعنی چه!! مثل این میماند که به او معتاد شده ای! در این حالت شاید اتفاقا دوری بهترین اتفاق باشد...