Top
عشق و عزت نفس

عشق و عزت نفس – ۱

چند وقتی هست که رمان یا به‌عبارتی کتاب جستارهایی در باب عشق را آغاز کرده‌ام و کلا موضوع عشق برای من موضوع جذابی شده است. موضوعی که در سنینی پایین دغدغه‌اش شروع می‌شود (یا بهتر بگویم برای من شروع شد) و تا مدتها هم ادامه داشت. نویسنده این کتاب که (من توسط یکی از دوستان فهمیدم که کتاب را در ۲۳ سالگی نوشته است) به نظر من بسیار خوب احساسات همان سن را درباره عشق به نوشتار درآورده است. احساساتی که عموم افراد اگر به آنها آگاه نباشند ممکن است در سنین بالا هم به همین ترتیبی که نویسنده نوشته است تجربه کنند.

جستارهایی در باب عشق

نام کتاب: جستارهایی در باب عشق

نام نویسنده: آلن دوباتن

ترجمه: گلی امامی

نشر: نیلوفر

نویسنده همان ابتدای کتاب ابن باور را که “کسی که عاشقش می‌شویم برای فقط ما در دنیا ساخته شده است و ما از ابتدا به هم تعلق داشته‌ایم” به چالش میکشد. او اعتقاد دارد که ما فردی را به تصادف می‌بینیم و به تصادف عاشق او می‌شویم اما تصور می‌کنیم که سرنوشت، ما دو تن را برای هم و مخصوص هم ساخته و در مسیر هم قرار داده است. او می‌گوید که احتمال اینکه دو فردی که عاشق هم میشوند یکدیگر را تصادفی در جایی ببینند و از هم به دلیل نیازی که هر یک به عشق دارند جذب هم شوند بیشتر است از احتمال نظریه نیمه گمشده ما در جهان! او همچنین اعتقاد دارد که اگر این تصادف جور دیگری باشد (ما به دلیل نوع زندگی‌مان در مکان و زمان دیگری به یک سری افراد دیگری بربخوریم) احتمال به هم رسیدن این دو فرد خاص به هم صفر شده و ممکن است ما جذب نفر دیگری شویم.

البته این نظر نویسنده به نظرمن خیلی هم در فرآیندی که در عاشق و معشوق شدن اتفاق می افتد اثرگذار نیست! من فکر میکنم اینکه فردی عاشق نفر A یا B شود چندان مهم نیست، مهم این است که او در این فرآیند با فردی که روبرو میشود چگونه برخورد کند، چه فکرهای کرده و چه احساساتی را تجربه کند و  چه رفتارهایی از خود بروز دهد. البته من نقش طرف مقابل را نمی‌خواهم نادیده بگیرم اما فکر میکنم در فرآیند عاشق شدن، تجربه ای که هر فردی شخصا می‌کند مهمترین است و نقش زیادی در روند زندگی او دارد.

در این کتاب که زن و مردی به تصادف هم را دیده و از هم خوششان آمده است، شروع عشقشان با خودفراموشی‌ خودشان آغاز می‌شود. مردی زنی را دیده و عاشقش می‌شود؛ اگر مرد در این عشق خودش را فراموش کند و بخواهد دلخواه زن شود (همانطور که در این کتاب برای عاشق (مرد) در اوایل فرآیند عاشق شدنش اتفاق می افتند) فکر می‌کنم مهم‌ترین نتیجه‌اش برای آن فرد این است که او از خودش دور شده و این اتفاقی است که به نظرم متناقض خودپذیری و احترام به خودی است که ما در عزت نفس به دنبال آن هستیم. برای نمونه در جایی از کتاب آمده است که:

بر اثر حس حقارتم، شخصیتی پیدا کرده بودم که از آنِ خودم نبودم؛ خود اغواگری بودم که به هر خواسته و پیشنهاد همراه والامقامم پاسخ می‌دادم.

یا در ادامه که آورده است:

عشق وادارم کرده بود که به خودم از درون چشمان او نگاه کنم و مردد بودم که «چه کسی باشم که او خوشش بیاید؟»

فکر می‌کنم در تمام اینها نشانه‌های خودناپذیری هست که از نشانه‌های افرادی با عزت نفس پایین است. فردی که عزت نفس بالا دارد خودش را با تمام نقایص و مزایایش می‌پذیرد و همانی که هست را راحت ارائه می‌کند. اگر این اتفاق بیفتد هر دو طرف رابطه این امکان را پیدا می‌کنند که همدیگر را واقعی تجربه کنند. اگر مرد خودش را برای پذیرفته شدن عوض کند، هم خودش متضرر است؛ چون همیشه نمی‌تواند نقش کس دیگری را بازی کند و از این بازی خسته خواهد شد، و هم زن روبرویش که با فردی اشتباهی روبرو شده است و بنابراین احتمالا تصمیم اشتباهی هم خواهد گرفت. تازه بازی وقتی پیچیده تر میشود که هر دو نفر (هم زن و هم مرد) خودشان نباشند و اینگونه مردی دیگر با زنی دیگر درگیر در عشقی شده و پس از عبور از تاب و تب عشق هر دو نفر با آدم‌های دیگری روبرو خواهند شد.

در این کتاب هم این اتفاق هست؛ چون همینطور که جلوتر می‌رویم می‌بینیم که مرد هم در توصیفش از زنی که عاشقش است هم نشانه های عزت نفس پایین از او میدهد:

او (زن) از حرف زدن درباره خودش متنفر بود و هر نظری که می‌داد نظر قبلی‌اش را نفی می‌کرد. پیچیدگی نظراتش سبب شده بود که نظرات من‌هم چندوجهی شوند.

این نشان می‌دهد که هم این دو نفر عزت نفس پایینی دارند و هم این عزت نفس پایین‌شان روی هم اثرگذار است و احتمالا به این وضع‌شان بیشتر دامن می‌زند (اوضاع را بدتر می‌کند). در کتب عرت نفس هم نوشته شده است که عموما افرادی با عزت نفس پایین، با افرادی با عزت نفس پایین جور شده و راحت هستند و افرادی با عزت نفس بالا، با افرادی با عزت نفس بالا.

پ. ن. ۱٫ این بخش ابتدایی عشق در این کتاب است. باز هم در این باره خواهم نوشت چون همینطور که کتاب جلو میرود رفتار این دو نفر با هم تغییراتی میکند.

پ. ن. ۲٫ یادمان باشد که وقتی عاشق می‌شویم اگر روی عزت نفس خودمان کار نکرده باشیم نمیتوانیم انتظار داشته باشیم که فرد روبرویمان هم عزت نفس بالایی داشته باشد. دو نفر که عزت نفس خوبی ندارند هم در طی مسیر حتما به مشکلاتی خواهند خورد. شاید بد نباشد که روی این موضوع در عاشقی حساستر باشیم.

 

بدون دیدگاه

دیدگاهی بفرستید