Top

رابطه خودفریبی و عزت نفس (کتاب خودفریبی را بخوانید!)

اگر یادتان باشد در داستانی که هفته پیش  از ملاقاتم با شاهین کلانتری عزیز برای شما تعریف کردم (میتوانید اینجا ببینید)، گفتم در آن روز در حال گوش دادن به فایل صوتی آقای شعبانعلی در رابطه با تفکر سیستمی بودم که در کتابفروشی جیحون کتاب خودفریبی را از مربی نویسندگی خوبم هدیه گرفتم.

معرفی کتاب خودفریبی

نام کتاب: خودفریبی

نویسندگان: موسسه آربینجر

ترجمه: زاهد شیخ الاسلامی

انتشارات: اورنگ

۲۵۴ صفحه و  ۲۵۰۰۰ تومان

خواندن این کتاب را شب پنج شنبه تمام کردم و روی من اثر خوبی داشت. میخواهم از آنچه از این کتاب فهمیدم اول برای خودم بنویسم و بعد هم درباره ارتباط آن با عزت نفس بگویم، باشد که روزی برای شما خواننده عزیزم هم مفید فایده باشد!

نکات مهم این کتاب

نکاتی که راجع به این کتاب به نظرم رسید عبارتند از:

۱- کتاب در رابطه با توضیح مفهومی بود به نام “در کوزه بودن” و “بیرون کوزه بودن”. این کتاب مفهوم در کوزه بودن را معادل این میدانست که در ارتباطت با دیگران،‌خودت را از همه برتر بدانی، خودت را محور جهان دانسته و فکر کنی که عالم و آدم باید در خدمت تو باشند، در ارتباطت با دیگران آنها را مانند اشیا دانسته و به شکل تهدید و مزاحم به آنها توجه کنی. یا اینکه سعی کنی که خودت را به بیرون از کوزه هدایت کنی و به جای دیدن دیگران از پایین به بالا یا از بالا به پایین خودت را همتراز دیگران دانسته  و دیگران را انسانهایی بدانی که آنها هم مشابه تو نیازها و احساساتی دارند و نیازهایشان هم تراز نیازهای توست.

خودفریبی و عزت نفس

۲- در این کتاب دلیل در کوزه رفتن (تاکید بر محوریت بر خود (خودمداری) و نسبت دادن همه مشکلاتمان بر دیگران) را “به حس خود پشت کردن نام برده که یعنی اقدام به کاری بر خلاف آنچه حسم به من میگوید که باید برای انسان دیگری انجام دهم و بعبارتی امتناع از انجام کاری که حس کرداه ایم باید برای دیگری انجام دهیم (اگر افکار منفی نداشته باشی و ترسی از آدمهای دیگر در دلت نباشد که از اثرات عزت نفس بالاس، احتمالا میتوانی صدای مثبت درونت که ترا به کمک کردن به دیگران تشویق میکند را بشنوی!).

۳- وقتی به حس خود پشت میکنیم، شروع میکنیم به دیدن دنیا (داشتن افکار و احساسات) به گونه ای که این به حس خود پشت کردن خودمان را بتوانیم برای خودمان موجه جلوه دهیم (و همین هم باز باعث ماندگاری عزت نفس پایین در ما میشود).

۴- وقتی شروع به دیدن دنیا از دریچه توجیه خودمان میکنیم، تصویرمان از واقعیتها (چه در مورد خودمان و چه در مورد دیگران) مخدوش میشود. این یعنی عیبهای خودمان را نمیبینیم و خوبیهای خودمان را بزرگ میبینم، در عوض عیب و ایرادهای دیگران را بزرگتر دیده و همین هم حالمان را از او بدتر و بدتر میکند. این همان جای اصلی خودفریبی هم هست. در این وضعیت ارزش همه چیزهایی که رفتار ما را توجیه میکند برایمان زیاد شده و شروع به سرزنش دیگران میکنیم (از نشانه های عزت نفس پایین است). همین خودفریبی را این کتاب درون کوزه رفتن میگوید.

۵- در طول زمان این مدلی بودن ما (در کوزه بودنمان) ممکن است بخشی از هویتمان شود و ما آن را با خودمان حمل کنیم. اگر اینطور باشد ممکن است اصلا متوجه نشویم که چه زمانی و به چه حسی از خودمان پشت کرده که حالمان بد شده اما این حال بد را در موقعیتهای مختلف و مکرر تجربه کنیم (ایجاد و ماندگاری عزت نفس پایین در ما).

۶- وقتی در این وضعیت قرار بگیریم دیگران را هم وادار میکنیم که مثل ما فکر و رفتار و احساس کنند یا بعیارتی باعث میشویم آنها هم در کوزه قرار بگیرند (اثر عزت نفس پایین ما بر دیگران). چون مکرر آنها را سرزنش میکتیم و با رفتارمان آنها را وادار میکنیم که به نوعی با مارفتار کنند که در کوزه بودنمان (عزت نفس پایینمان) توجیه شود. در این حالت رفتار ما با طرف مقابلمان مدام ما را تشویق به انجام کارهایی میکند که به ظاهر از آنها دل خوشی نداریم و مورد قبولمان نیست و تاثیرگذاریمان بر دیگران هم به حداقل میرسد!

۷- ما با در کوزه بودنمان نیاز  مفرطی به بدرفتاری دیگران با خودمان احساس میکنیم و با تشویق دیگران به چنین برخوردهایی با خودمان ارضا میشویم (اثرات عزت نفس پایین)، حتی اگر به قیمت گمراهی و تاثیرات منفی در زندگیمان تمام شود. زمانی که در کوزه هستیم به شدت نیاز داریم که به ما حمله شود و به معنایی دیگر به مسئله نیاز داریم!!!!! در این حالت همان قدر که از رفتار بد دیگران نسبت به خودمان شکایت داریم، به همان اندازه از آن لذت هم میبریم، چون گواه نظریات و رفتارهای ما نسبت به آن شخص است. بعیارتی “ما در داخل کوزه بدرفتاری متقابل میطلبیم و توجه متقابل به دست می آوریم. ما با هم تبانی میکنیم که به هم برای ماندن در کوزه بهانه دهیم”.

۸- زمانی که در کوزه هستیم مسئله را در دیگران میبینیم و این شعار ماست: کسی که مشکل دارد من نیستم! (نشانه های عزت نفس پایین عدم مسئولیت پذیری ما در رفتار و افکار و احساساتمان است!)

۹- در انتهای کتاب هم گفته شده بود که چگونه از کوزه خارج شویم و چگونه خارج از کوزه بمانیم؟ برای این که این را بدانیم کتاب گفته بود که باید اول بدانیم که چه چیزهایی ما را از کوزه مان خارج نمیکند:

  • سعی در تغییر دیگران من را از کوزه ام خارج نمیکند.
  • تلاش برای تحمل دیگران هم من را از کوزه ام خارج نمیکند.
  • ترک کردن رابطه ناجور من را از کوزه ام خارج نمیکند.
  • در حالی که در کوزه هستم ارتباطی که برقرار میکنم هم من را از کوزه ام خارج نمیکند.
  • همچنین استفاده از مهارتها و روشهای جدید هم من را از کوزه ام خارج نمیکند.
  • تغییر رفتارم هم (اگر پشتش فکر عمیقی نباشد) من را از کوزه ام خارج نمیکند.

تنها با به حس خود پشت نکردن راجع به دیگران و اهمیت دادن به پیامها، نیازها و احساسات آنها است که ما میتوانیم از کوزه مان بیرون رویم و این با تغییر باورهای ما است که اتفاق می افتد. در این حالت من باید به حسی که من را متقاعد میکند به دیگران کمک کنم احترام بگذارم و عمل کنم و زمان بیشتری برای آنها گذاشته و تلاش بیشتری برای دیگران انجام دهیم، بعبارتی تلاش خودمان را تاجایی که میتوانیم بکنیم. درآمدن از کوزه باعث مسئولیت پذیری بیشتر من و تاکید من بر رسیدن نتیجه به جای سرزنش دیگران خواهد شد که اینهم از نشانه های وجود عزت نفس بالا در افراد است.

مطالی که باید بدانیم:

  • به حس خود پشت کردن، منجر به خودفریبی و رفتن در کوزه میشود.
  • وقتی در کوزه هستیم نمیتوانیم بر نتایج تمرکز داشته باشیم.
  • تاثیرگذاری و موفقیت ما بستگی به بیرون از کوزه بودن ما دارد.
  • ما به محض اینکه از مقاوتمان در برابر دیگران پایان میدهیم از کوزه خارج میشویم.

ارتباط خودفریبی و عزت نفس

آنچه من در این کتاب از درکوزه بودن فهمیدم معادل شرایط است که ما از عزت نفس پایین درخودمان رنج میبریم. همچنین بیرون از کوزه بودن به شرایط داشتن عزت نفی بالا مربوط است و راه بیرون آمدن از کوزه هم به راههای افزایش عزت نفس میتواند تقریبا مشابه باشد.

پ. ن. ۱٫ متشکرم شاهین کلانتری عزیز از کتابی که به من پیشنهاد و هدیه کردی.

پ.ن. ۲٫ من درباره رابطه این کتاب با تفکر سیستمی هم روزی خواهم نوشت.

 

بدون دیدگاه

دیدگاهی بفرستید