Top
رابطه عزت نفس و آلزایمر

رابطه آلزایمر و عزت نفس در فیلمی که دیدم

امشب بعد از مدتها دوباره تصمیم گرفتیم که با همسرم از فیلمهای ایرانی که سی دی شان را مدتهاست خریده ایم و فرصت دیدنشان را نکرده ایم فیلمی ببینیم. عموما خود فرآیند انتخاب فیلم برای ما زمانبر است اما امروز همین که کمد سی دی ها را باز کردم اولین سی دی که آمد همین فیلم بود و ما هم برای دیدن انتخابش کردیم.

نام فیلم “کفشهایم کو؟” بود که به کارگردانی کیومرث پوراحمد و بازی رضا کیانیان اجرا شد. داستان فیلم راجع به بیماری آلزایمر بود. بیماری که هر بار فیلمی در این رابطه میبینم از آن بیشتر میترسم و به نظرم بیماری ای به وحشتناکی آن در عالم وجود ندارد. اینکه ندانی که هستی، اینکه هیچ کس از کسانی که با آنها عمری خاطره داشته ای را به خاطر نیاوری، اینکه دیگر اعتباری نداشته باشی و فقط با خاطرات خیلی دورت زندگی کنی، به نظر من وحشتناک است.

من در این باره یک فیلم دیگر هم دیده ام و یادم است از دیدن آن هم بسیار تحت تاثیر قرار گرفتم و بارها و بارها به آن فکر کردم. مخصوصا اینکه کسی که در آن فیلم آلزایمر گرفته بود خانمی بود نسبتا جوان، که بسیار هم موفق و استاد دانشگاه بود. همین امشب بعد از دیدن فیلم آقای پوراحمد که به نظر من فیلم بسیار احساسی ای هم بود، در اینترنت، اسم این فیلم را هم پیدا کردم.

اسم آن “همچنان آلیس” یا “still Alice” بود که در ذهن من تغییر یک خانم موفق (استاد زبانشناسی دانشگاه) به کسی که حتی کلمات معمولی را هم به یاد نمی آورد، دردناک بود؛ ناگفته هم نماند که جولیان مور بازیگر مورد علاقه من است و در این فیلم هم به نظر من عالی از عهده بازی و اجرای این تغییر برآمد.

همچنان آلیس

حالا بپردازم به همین فیلمی که امشب دیدم. مردی تنها، که زنش به دلایلی با دخترش او را تنها گذاشته و ترکش کرده اند و او ابتدا از این تنهایی افسرده و سپس آلزایمر گرفته بود. اینکه در آلزایمر گذشته در ذهن هست و امروز از یاد میرود در این فیلم به زیبایی نشان داده شده بود. دختر این مرد بعد از گذشت سالها برای دیدن پدرش به ایران می آید، پدری که در داشتن دختری ۸ ساله گیر کرده و دیگر از آن تاریخ جلوتر نمی آید.

به نظر من (که اصلا هم منتقد نیستم و تنها یک بیننده معمولیم) شاید میتوانست فیلم خوش ساختتر باشد اما صحنه های احساساتی فیلم عالی و خود داستان فیلم هم نسبتا جذاب بود: مردی که اجازه داده بود با زندگیش، پدر و برادرش بازی کند و زنی که همین اجازه را به پدرش داده بود، باعث وجود پدری با فراموشی بالا برای دختری شده بود که در این کشمکش زندگی میکرد و امرورز پدری داشت که انگار او را نداشت!

اگر دوست دارید فیلمی ایرانی و احساسی ببینید که در آن احساسات عمیقی نشان داده شده است، من دیدنش را توصیه میکنم.

خیلی از جاهای فیلم باعث میشوند که به داشته خودمان که ذهنمان است توجه کنیم و با خودمان عهدی ببندیم: تا زمانی که عزیزانمان را میشناسیم و آنها هم ما را میشناسند، از هم محبتمان را دریغ نکنیم که اگر این بیماری چه برای ما و چه برای نزدیکانمان سر برسد دیگر او محبت ما (یا ما محبت او) را چندان درک نخواهد (نخواهیم) کرد و این برای هر دوی ما زجرآور خواهد بود.

پ. ن. ۱٫ جمله برادر شخصیت اصلی داستان در مورد ظلمی که به زن و مرد داستان کرده بود برای من قابل تامل بود: بعضی کارها بازگشت ناپذیرند، مثل کاری که کردیم، مرگ، مثل همین آلزایمر. به کارهایی که در مورد دیگران (یا حتی خودمان) میکنیم فکر کنیم تا روزی نرسد که برای جبران کاری که در گذشته کرده ایم نتوانیم هیچ کاری کنیم.

نگاه عزت نفسی من به داستان

در شخصیت مرد داستان و زن داستان هر دو عزت نفس پایین به چشم میخورد. کسانی که مسئولیت زندگیشان را در گذشته ای دور به پدرانشان واگذار کرده و خود از این واگذاری بیش از همه کس متضرر شده بودند.

در این فیلم شخصیتی که به نظر می آمد که عزت نفس بالایی دارد دختر شخصیت اول داستان (دختر مرد آلزایمر گزفته بود) که با احساسات و افکارش راحت بود. جایی از فیلم این دختر با مادرش در خارج از کشور حرف میزد و مادرش به او میگفت که نباید احساساتی باشد و احساساتی تصمیم بگیرد. جواب دختر این بود: اگر من احساساتی نباشم که دیگر بیتا (اسم خودش) نیستم. همین هم نشان از عزت نفس بالاتر او نسبت به افراد دیگر فیلم بود.

پ. ن. ۲٫ باشد که ما هم سعی کنیم که ۱- مسئولیت زندگی خودمان را خودمان به عهده بگیریم و همچنین ۲- با خودمان و احساساتمان صادق بوده و احساساتمان را به رسمیت بشناسیم.

 

6 دیدگاه
  • پانیذ
    ۱۳۹۷-۰۴-۲۶در۱۲:۵۲ ب.ظ

    سلام سمانه جان
    بسیار خوب اشاره کردی
    به نظرم ترسناک ترین بیماری که یکی از اطرافیان میتواند دچارش بشود آلزایمر است. آن هم بخاطر این که فرد هست و با تمام وجودش بدون هیچ نقصی حضور دارد و ان چه که رفته خاطراتی هست که سال ها سعی کردید بسازید و از جایی به بعد در فرد در گذشتش گیر میکند و شما نه میتوانید خودتان از رفتن بایستید و نه میتوانید آن ادم را با خودتان بیارید و نکته تلح ماجرا این است که در بسیاری از برخوردها دچار حس دوگانگی میشوید

    و علاوه بر آن خودش هم چون مثل

      • پانیذ
        ۱۳۹۷-۰۴-۳۱در۷:۴۱ ب.ظ

        از اونجاییکه تجربه نزدیک داشتم، به نظرم فرد خودش میدونه که چیزی یادش نمیاد و گاهی احساس شرمندگی میکند بابت این حالت اما کاری از دستش بر نمیاد. اما برای اطرافیانش همانطور که گفتی سخت و طاقت فرسا و پر از احساسات دوگانه است.
        امیدوارم که همواره سلامتی باشید سمانه جان

  • سيما
    ۱۳۹۷-۰۷-۰۵در۸:۴۵ ب.ظ

    سلام سمانه جان ،
    راه حل هایی هست که مانع آلزایمر می شوند ، تشکر از معرفی فیلم ها ، بسیار عالیست، ممنون که هستین🙏🏻

دیدگاهی بفرستید