Top
چیتا

برای افزایش عزت‌نفس، پلنگ درون‌مان را فعال نگه داریم!

گاهی وقتی کسانی را در اطرافم می‌بینم که از حق خودشان با نهایت وجودشان دفاع می‌کنند، یاد حیوانات درنده‌ای می‌افتم که وقتی در پی شکاری هستند، اصلا شوخی ندارند و به جد به دنبالش دوان می‌شوند. مخصوصا تصویری که زیاد در ذهنم در این مورد متصور می‌شود مربوط به یک برنامه تلویزیونی است که سال‌ها پیش دیده‌ بودم (و مکرر هم در برنامه‌های حیات‌وحش تکرار می‌شود) و از ذهنم بیرون نمی‌رود: پلنگی که به دنبال آهویی با تمام سرعت و جانش میدود و همه عضلات صورت و بدنش در هماهنگی با تکان‌های پاهایش تکان می‌خورند.

با خودم که فکر میکنم می‌بینم که من این صحنه‌ها را به طور مستقیم زیاد هم ندیده ام اما وقتی کسی از حق خودش دفاع می‌کند و به پیروزی می‌رسد و هدفش محقق می‌شود، یاد این می‌افتم که این فرد در صحنه گرفتن حقش احتمالا شبیه همان پلنگ (شکل بالا!) بوده است!!

راستش امروز من هم پلنگ شده بودم! باورم نمی‌شد که اینچنین برای گرفتن حقم جدی شده بودم و مدرک و دلیل می‌آوردم و همه وجودم درگیر در ماجرا شده بود. من این کار را در ابراز وجود عزت‌نفس یاد گرفتم. اینکه باید باید باید خودم و خواسته خودم و فکر و احساس خودم را به رسمیت بشناسم و برای آن کاری کنم! برای همین هم خواستم یک اتفاق واقعی را در اینجا برای خودم به عنوان دستاورد و برای شما عزیزان به عنوان نمونه عملی بیاورم که بدانید دختر خجالتی چند سال پیش که تصورش از آدمهای پرقدرتی که میتوانند حق خود را بگیرند، پلنگ شکاری بوده است امروز پلنگ شده بود و برای رسیدن به خواسته‌اش با تمام وجود وارد کارزار شد.

امروز در مجله زنان امروز هم مطلبی خواندم (راستی خواندن این مجله را به هر بانوی فرهیخته که به مسایل زنان علاقمند است توصیه می‌کنم!) که بی مناسبت با اتفاقی که امروز برای من افتاد نبود. در مقاله ای از این مجله به نام «نان در تنور زنان آجر شد: گزارشی از پلمپ شدن نانواییهای سنتی زاهدان» از زنی به نام فاطمه در زاهدان نام برده شده بود که به دلیل تعطیل شدن نانوایی سنتی‌اش (ظاهرا به دلیل منافع شخصی رئیس اتحادیه نان) روزیِ خودش و خانواده‌اش قطع شده و برای هر کسی در هر سطحی برای رسیدن به نتیجه نامه‌نگاری کرده بود. او حتی وقتی دیده بود نامه‌نگاریهایش به جایی نمی رسند برای دیدن همان رییس بانفوذ هم مراجعه کرده که خود رییس او را پذیرا نشده و معاونش هم او را با کتک! همراه با نوزادی که در بغلش بوده بیرون کرده بود. او زنی است که دختر کوچکی دارد و همسرش که نانوا بوده است مریض شده و در نتیجه برای کسب روزی به کار کردن در این نانوایی نیاز دارد. امروز که کوتاه این مقاله را خواندم هم، این زن در تصورم همان پلنگ درنده و  مشتاقی آمد که با هر دلیلی قانع نمی‌شود و برای رسیدن به حقش (که در مورد او دقیقا همان شکارش هم هست) همه کاری کرده و همه کار دیگری هم خواهد کرد.

پ. ن. ۱. راستی این پلنگ با پلنگ‌های مرسوم اشتباه نشود لطفا!

آرزوهای من: از آرزوهای من است که تعداد زنانی که برای حق خود (حقوقی که مردان خیلی راحت‌تر از آنها در مورد خودشان دفاع می‌کنند) حرف می‌زنند و گفتگو می‌کنند و در مورد افکار و احساساتشان صحبت می‌کنند روز به روز بیشتر و بیشتر و بیشتر شود. این مهم امکان ندارد مگر با تمرین و یکی از رویکردهای مهم برای تمرین، تمرینات افزایش عزت‌نفس است.

2 دیدگاه
  • مائده حوائی
    ۱۳۹۷-۰۵-۱۷در۱۲:۳۴ ب.ظ

    سلام سمانه عزیز.
    به وجودت افتخار میکنم دوست عزیز.
    خیلی مطلب جالبی نوشتی و به نکته مهمی اشاره کردی. ابراز خود و تلاش برای خود بودن. واقعا هم تمرین میخواد چون ما زنان ایرانی اکثرا اینطور تربیت نشدیم. اما حالا داریم خودمون به خودمون کمک میکنیم که ارزشمندانه تر زندگی کنیم.

دیدگاهی بفرستید